...
پشت شیشه ی پنجره ی ابدیت می توان نگاهی مادرانه را حس کرد. و لبخند سپیدی را که پشت کبودی یک سیلی می نشیند:صبور و سپید...
و در پس آن سپیدی ژرف ، کمی این سو تر،عطر مظلوم یاس غوغا می کند و در جان عاشقان رسوخ می کند و شهدای گمنام را ببین که چه غیورانه در کوچه یاس های پرپر عاشقانه و لب تشنه در گذرند! همانان که در کوله های خاکیشان حتی نامشان هم سنگینی نمی کند ؛ در جاده ی عشق و روشنی مستانه گام بر می دارند و به ابدیت می پیوندند و عشق رنگ طلوع به خود می گیرد.
هزاران سلام خدای تعالی بر این عاشقان و بر عاشقان ایشان که امروز پر شور و پر شعور در تشییعشان جاری شدند و نور را به نماز ایستادند و آن گاه دریا تر از دریاها کشتی نجات شهید گمنام را بر دستان خود گرفتند و در راه او به پرواز در آمدند...
و سپاس خداوند را که در چنین روزی قلب شکسته ی زهرا و علی(علیهما السلام) در سایه ی امید و شادمانی برای اسلام ، رنگ آرامش بخود گرفت...
یا زهرا(س)
